سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

434

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) عبد اللّه بن جعفر در برابر اين غلام ده هزار درهم يا هزار دينار پرداخته بود و او را براى على بن حسين ( ع ) خريده بود ، و عبارت صحيح بخارى و صحيح مسلم به نقل از ابو هريره از قول رسول خداست و اين مطلب را نقل كرده است . ابن مرجانه مىگويد : من اين حديث را براى على بن حسين ( ع ) نقل كردم و او به برده‌اش كه عبد اللّه بن جعفر به وى داده بود ، توجهى كرد . . . ( 2 ) ( مؤلف ) مىگويم : به خاطر اين حديث است كه دانشمندان مستحب دانسته‌اند كه مرد بردهء مرد را آزاد كند و زن بردهء زن را . ( 3 ) ابو نعيم در كتاب « حليه » نقل كرده ، مىگويد : على بن حسين ( ع ) نزد زيد بن اسلم مىرفت و نزد او مىنشست ، گفتند : آقا شما سرور اين مردم و بالاتر از همه هستيد ، مىرويد كنار اين غلام مىنشينيد ، فرمود : « در پى علم بايد رفت ، هر جا كه باشد ! » . ( 4 ) ابو نعيم به نقل از احمد بن محمد بن سنان و او از محمد بن اسحاق ثقفى از قول محمد بن زكريّا از ابن عايشه به نقل از پدرش مىگويد : هشام بن عبد الملك پيش از رسيدن به خلافت به زيارت مكه رفت و هر چه كوشيد كه حجر الاسود را ببوسد به دليل ازدحام جمعيّت نتوانست ، فاصله‌اى نشد كه على بن حسين ( ع ) آمد مردم به خاطر او كنار رفتند و از حجر الاسود فاصله گرفتند و كسى جز او نزد حجر نماند ، هشام ( با اين كه او را مىشناخت براى تحقير ) گفت : اين كيست ؟ اطرافيان گفتند : ما او را نمىشناسيم ، فرزدق شاعر گفت : من او را مىشناسم و بعد شروع كرد به گفتن اين اشعار : هذ الّذى تعرف البطحاء وطأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم هذا ابن خير عباد اللّه كلّهم * هذا التقى النّقى الطّاهر العلم يكاد يمسكه عرفان راحته * ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم اذا رأته قريش قال قائلها * الى مكارم هذا ينتهى الكرم إن عدّ اهل التّقى كانوا ذوى عدد * او قيل من خير اهل الأرض قيل هم هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله * بجده انبياء اللّه قد ختموا و ليس قولك من هذا بضائره * العرب تعرف ما انكرت و العجم يغضى حياء و يغضى من مهابته * فما يكلّم الّا و هو يبتسم